على زمانى قمشه اى

285

هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )

ديگر سردار ، مانند تلميذى كه آنچه از استادش فراگرفته به دو تحويل دهد ، با كمال ادب و نهايت فروتنى درحالىكه دوزانو نشسته و دستهايش را از آستين‌هاى عبا درآورده و بر روى زانو نهاده به پرسشهاى او پاسخ مىدهد و علم اللّه كه نه چنان مجتهد عظيم الشأنى آن استفهامات و استعلامات را دون مقام علمى خود مىدانست و نه چنان دانشمند علامه‌اى ازين امر بر خود مىباليد ، اى كاش از چنين بزرگانى درس ادب و اخلاق مىآموختيم ، سقى اللّه ثراهما . آية اللّه قمى پس از چند روز با همان تجليل و تشريفى كه وارد شده بود از كرمانشاه خارج گرديد و به كربلا و نجف رفت ، ابتدا در كربلا اقامت گزيد ولى پس از وفات آية اللّه آقا سيد ابو الحسن اصفهانى رضوان اللّه عليه زعامت شيعه و مرجعيت تامه را يافت و به نجف رفت امّا بعد از تقريبا سه ماه مريض سخت شد و او را جهت معالجه به كاظمين آوردند ، معالجات مفيد واقع نشد و در شانزدهم ماه ربيع الاول سال 1366 قمرى مطابق 1325 شمسى در 84 سالگى درگذشت ، جنازه‌اش را به نجف حمل و در مقبرهء مرحوم شريعت اصفهانى دفن كردند . علّامهء امينى و سردار كابلى يكى ديگر از علماى مشهور كه او هم ديدارى قابل ذكر با استاد داشت مرحوم علّامهء امينى صاحب كتاب « الغدير » بود امّا اين ديدار در زمانى اتفاق افتاد كه وى هنوز الغدير را تأليف نكرده و به شهرت بعدى نرسيده بود . مرحوم شيخ عبد الحسين امينى چند سال پيش از جنگ جهانگير دوم به قصد زيارت مشهد مقدس و سفر به آذربايجان از عراق به ايران آمد و چندى در كرمانشاه توقف كرد ، اقامتگاهش منزل يكى از تجار تبريزى ساكن كرمانشاه بود ، دوسه روز پس از ورودش تاجر مذكور نزد استاد آمد و گفت : يكى از علماى